Wellcome to Apotheosc
Visit: 44928
وبلاگ3 درباره من3 تماس با من3


آموزش زبان در خواب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای


عاشق با تو بودن


من اگر سردار عشقم ؛ یا که پاک باخته ام


سرنوشتم را با دست های خودم ساخته ام


قصه ها گذشته بر من تا بدانم کیستم


گذشته ام هرچه بوده من پشیمان نیستم


یه زمان عاشق و گاهی توی آغوش هوس


هرچه بوده همه انتخاب من بوده و بس


با تو توی این شب های بد دیگه گریم در نمیاد


حس غم انگیز دلم ؛ جز تو کسی و نمیخواد


ای کوه پر غرور من ؛ ای لحظه ساز عاشقی


عاشق با تو بودنم


تو ماندگاری در دلم ؛ می خواهمت


روشن ترین ستاره ای ؛ دوستت دارم .


 




پرنده های غریبه ..................


این بار میخوام از سر گذشته پرنده هایی بنویسم ؛ که از سر گذشتن

پرنده هایی که سرنوشتشون و از سر نوشتند

پرنده هایی که تو هفت آسمون یه ستاره هم ندارن

آخه هر وقت نوبت اونا میشه آسمون جایی نداره

پرنده هایی که پر هاشون پر از یادگاریه ؛ پر از زخم های کوچیک و بزرگه

از عقاب ها نمیگم ؛ از شاهین ها نمیگم

از پرنده هایی میگم که واسه ی پرواز کردن شدند یه غریبه

پرنده هایی که تو نگاه آخرشون آسمون خونه نشین شد

میتونستن با پرنده های دیگه هم آشیونه بشن اما خواستن رها باشن

خواستن آسمون با تموم رنگ آبیش مال همه باشه

نه فقط واسه ی چند تا پرنده ی شکاری

رفتن جلو ؛ دست خالی ؛ تنهای تنها

وای ز روز موعود  ؛ شدن یه برده تو دست عقاب قصه

پیش خودشون گفتن دیگه تموم شد ؛ این پرنده ی شکاری ما رو میخوره

اما فرشته ی نجاتشون هنوز آزاد بود ؛ اومد و اونا رو برد

به شرط این که با پرنده های دیگه هم آشیونه بشن

و هر کدوم یه قسمت از آسمون و واسه پرواز انتخاب کنند

اونا هم که خسته و زخمی بودن قبول کردن

با پرهای شکسته راهی دیار تازه ای شدن

انقدر رفتن و رفتن تا شدن یه غریبه

اما نمیدونستن اون فرشته ی نجات نبود

به همین سادگی .




بانوی ماه


تو خیلی وقته که هستی ؛ اما من تازه اومدم
تو معروفی ؛ اما من نیستم 


 شاید مال یه شهر معروف هم باشی ؛ اما من مال اون شهر هم نیستم


تو میگی ؛ نه فرشته ای نه از جنس آسمون ؛


فقط میگی اومدی که باشی و بنویسی ؛ تنها برای او


اما من فقط یه غریبه ؛ غریبه ای آشنا ؛ تنها تر از سکوت و بی سرزمین تر از باد


دلتنگی هات و مینویسی به امید این که یه روزی بخونه اون کسی که براش مینویسی


اما من ...........


نگو از تنها شدن دلت شکسته ؛ تنها نیستی اون بالا خدا نشسته


مینویسی غریبونه ؛ عاشقونه ؛ کمی هم بنویس از نگاهه بی گناهت

تو نوشتی از دلتنگی هایت ؛ خواستی دعا کنم برایت


من دعا میکنم برای تو و کسی که میخواهی باشد در کنارت


باشد که باشد این آرزوهای کودکانه ؛ جاودانه


دختری که هیچ کس و جز تو نداره ؟


اینا رونوشتم تا هیچ وقت فکر نکنی که توی این دنیا تنها هستی ؛ ببخشید که بهتر از این نتونستم بنویسم

آخه هنوز این مغز من آک بنده

یا علی




غریبه ؛؛؛؛؛؛؛؛ آشنایی


بچه ها نمی دونم چرا اما میخوام این بار از دوستام بنویسم

دوست های خوبم که چند تایشون و تازه پیدا کردم

دختر ها وپسر هایی که رفاقتشون پاک و بی ریاست ؛ کسایی

که به نظر من بهترین ها هستند ؛ بهترین هایی که خدا به من داده

گذشته ی خوبی تو دفتر خاطراتم نمیبینم ؛ اما ..........................

نمی دونم این شعر رو برای کی نوشتم ؛ اما امیدوارم پیداش کنم .


هر خط از این نوشته ؛ ترنم شبانه است

حضور یک ستاره ؛ در دل این بهانه است

تو رمزی از جنس نور ؛ غریبه ای در عبور

غریبه ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ آشنایی ؛ برای این پر غرور

تو شب چشم های تو ؛ شب زده ی تنها منم

دل من پیش تو اما ؛ این جا بی قرار منم

کاش میشد با تو قدم زد زیر بارون نگاهت

کاش میشد با تو تنها باشم در قلب نگاهت

با ترانه ی نفس هات جون بده به نوشته هام

بگو ای غریبه دنیا جای عاشق هاست .




یار قدیمی


دله پاکی که یه روز برام خریدی

اسمش و میزارم راز دل فریبی

شعر هایی که برام تو میخوندی

هنوزم ؛ بوی حرف هات و میده ؛ یار قدیمی

از عشق ؛ زیر بارون  گریه کردم اشک هام و نبینی

نمیدونی چه قدر دل فریبی ؛ اشک های من هدیه به تو

تو ؛ مثل فرشته های خدا میمونی

تو پاکی و عاشقی و مهربونی ؛ مرحم من حضور تو

اشک هام ؛ ریختن رو گونه هات ؛ فکر کردی بارون

بی تو ؛ میمیرم : بی تو : من آروم نمیگیرم

عشق من جنس هوس نیست

رنگ خاطرات تلخه ؛ این و که میدونی

پس بیا پر و از پرنده ها قرض کنیم

زمین و یه آسمون فرض کنیم

..........................................

..........................................

..........................................

..........................................

نمیدونم چرا این نقطه هارو گذاشتم ؛ اما فکر کنم واسه اینه که حرفی نا گفته نمونه .




راهی نیست تا فردا


نگو سرده ؛ داره خورشید در میاد

نگو تاریکه ؛ شب غم سر میاد

نگو از تنها شدن ؛ دلم شکسته

تنها نیستی ؛ اون بالا خدا نشسته

نگو ابره که تو آسمون میتازه

آسمونه رو به قبله ؛ بازه   بازه ........................

تو میگی فردا ندارم ؛ کسی فردا رو ندیده

دله صاف مثل شیشه ؛ تو میگی پیدا نمیشه

من میگم ؛ زنده به عشقه ؛ دله صاف مثل شیشه .


میمیرم برات ؛ نمیدونستی میمیرم بی تو  ؛ بدون چشم هات .


هوای تو


تو هوایی که تو نیستی ؛ به هوای کی بنویسم ؛

چشمرو تشنه میزارم ؛ اشکه ابر و در میارم

کوریه چشم ستاره ؛ تو قاب شب ؛ عکس چشما ت و میکارم

دو تا شاخه شقایق ؛ واسه موندنت میکارم

سرخی شب های عشق و میدزدم ؛ روی گونه هات میزارم

توی مشرق نگاهت ؛ نبض خورشید و میگیرم

واسه معصومیت چشم هات جون میدم ؛ واسه سادگیت میمیرم

میتو نم به احترامت همه هستی ام و ببازم

توی همسایگی عشق ؛ میتونم قصری از غزل بسازم

چرا قصه ی عشق ما ؛ قصه ی انتظار ؛ تو شب بی انتهاست

از تو چه پنهون هنوزم در انتظارم ؛ بی قراره بی قرارم

از سر حادثه یک شب بیا تا کوچه ی احساس

بزار دست ها ت و رو قلبم ؛ بی قراری من و بشناس

من و آیینه پریشون ؛ کنجه تنهایی نشستیم

تو نیامدی ببینی من و آیینه شکستیم  .




یادگار


این من هستم ؛ یادگاره کوچه های بی نشونه

همون تنها ترین ؛ تنهای تنها تو زمونه

همه ی حرف هام خاطره های روز های پاک و روشن ؛ مثل رویا

تو هر خط نوشته هام خون صد عاشق رونه

نوشته هام از جنس کوهه ؛ کلمه هام از جنس دریا

دله کوه از جفای موج دریا غرق خونه

برای رفتن و رفتن تا مرز بود و نبود

باید عاشق بود و یادگار نبود

میدوزم دامن ماه و به خورشید ؛ وقت نوشتن

میپاشم رو تن گل با نوشتن ؛ عطر عشق

میبافم سینه ریزی از تحمل ؛ وقت رفتن

میشمارم اشک های ابر و عاشقونه ؛ دونه ؛ دونه

چرا هیچ کس به فکر گریه های عاشق ها نیست ؟

هزار عاشق ندارن مثل ما خواب شبونه

چرا هیچ کس نمی خوا هد تا شریکه عاشق ها بشه؟

چرا هیچ مهربونی ای تا قیامت نمیمونه ؟




برای تو


وقتی میخواهم برای تو بنویسم ، دوست دارم از هر آنچه
 
 در طبیعت است کمک بگیرم .

وقتی میخواهم برای تو بنویسم ، دوست دارم از هر آنچه
 
 در کائنات است کمک بگیرم .

دوست دارم ستاره ها را آب کنم و به جای جوهر
 
در قلمم بریزم تا کلمه هایم نورانی


شوند .دوست دارم در خلوت ترین نقطه ماه بنشینم و
 
 حرف دلم را فقط برای تو بنویسم ، دلم

نمیخواهد هیچ کس حتی فرشته هایی که
 
در دو طرف شانه ام زندگی میکنند حرفهایم را

بشنوند .

من تو را در همه ای کاشهایم می بینم 
 
 در همه دلواپسیها و دلشوره هایم ،در اشکها و

شادیهای کودکانه ام ، در حسرت ها و آه ها و
 
سوز و گدازهایم می بینم .

من هر دری را به امید آمدن تو باز میکنم و
 
 هر دفترچه ای را به امید خواندن نام تو ورق میزنم .

من در ترنم هر نغمه و آهنگی تو را می جویم
 
 وبا گل و نسیم و گلاب از تو میگویم .


با کلمه ها نمیتوانم با تو حرف بزنم . کاش حرفهای ساکتم
 
را میشنیدی ، حرفهایی که در

چشمهایم زندگی میکنند .حرفهایی که هیچ گاه
 
 نتوانسته ام بر زبان بیاورم

به آویشن و سوسن و شبنم قسم این حرفها
 
 مدتهاست که منتظرند تابه تو برسند

می خواهم برایت آسمانی بسازم و خورشیدی که
 
هیچگاه غروب نکند . میخواهم برایت


کهکشانی بسازم که پای هیچ فرشته ای به آنجا نرسیده باشد.

می خواهم قلبم شعله ای آبی و گیرا باشد و من
 
 در پرتو آن تا روز قیامت بسوزم و تو را تماشا

کنم .


خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو کنی
 
دلتنگتم نمیدونم چرا تازگیها انقد کم طاقت شدم .

تحمل دوریت خیلی سخت تر از قبل شده . اغلب به یادتم
 
و همیشه و همه جا هر کاری میکنم

تو توی ذهنم همراهیم میکنی.. تو تمام قلب و
 
روح منو مال خودت کردی. خیلی دوستت دارم


اندازه همه کلمه ها و حرفهای دنیا ، شایدم بیشتر



حدیث هزار عالم


بیا که اسمه تو حدیث هزار عالم شد

بیا که بودنت سهمه دل من شد

من با همه غرورم ؛ بی قرار دنیای تو

منم ؛ شعر و سکوت ؛ که نشسته رو لب های تو

وقتی نگاهم میکنی تصویر عشق قدای تو

ببین قشنگ دنیا در عمق چشم هات

ببین چه زیباست شب در خلوت نگاه هات

دلم میخواد فقط به تو نگاه کنم

سر روی شونت بزارم ؛ اسمه تو رو صدا کنم

دلم می خواد  با تو باشم ؛ همیشه با تو

دلم می خواد تو خلوت و سکوته عشق ؛ عاشقونه بمیرم

اسمت ؛ از عسل شیرین تر

عسل ؛ حرف هات به وسعت یه دریا

تو وبلاگ خاطراتم ؛ عشق تو رو نوشتم

اول خط آخرش اسمه تو رو نوشتم .


برای تو نوشتم چرا که تنها تو دلت به وسعت دریاست ؛ بین آدم ها




ستاره ی عشق


وقتی صدای بارون میپیچه توی ناودون


وقتی اشک فرشته ها میریزه زیره پامون


وقتی پرنده عشق رو شاخه ها میشینه


خورشید خانوم یه دنیا گل عشق میچینه


ابری ترین هوا رو تو یاد من نشوندی


خاطره های عشق و دزدیدی و سوزوندی


وقتق که بوی رویا میپیچه تو وجودم


وسوسه های بودن میشینه تو سکوتم


آ های ستاره عشق .......
حالا شب ها که نیستی چشم های من میباره


آواز گریه هات و به یاد من میاره


بعد تو دست بارون رو شونه های عشق نیست


رو شاخه گل سرخ جا پای سبز عشق نیست


حالا من مینویسم برای اونایی که کمی از نور عشقه تو هنوز


کلبه ی قلبشون و روشن نگه داشته ؛


مینویسم برای اونا یی که هنوز فریاد میزنند


عاشقم من
  .




افسانه های تلخ


ای ماه ...

ما سلاممان بهانه است

عشقمان دروغ جاودانه است

در زمین زبان حق بریده اند

زبان حق ؛ تازیانه است

و آنکه با ما صادقانه درد و دل میکند

های ... های... گریه های شبانه است

ای ماه باورت نمی شود

در میان باغ بی ترانه زمین

ساقه های سبز آشتی شکسته است

لاله های سرخ دوستی افسرده است

غنچه های پاک امید ...

لب به خنده وا نکرده ؛ مرده است

بگذریم از این افسانه های تلخ

ای ماه ...

ما اگر از خاطر خدا نرفته ایم

پس چرا به داد ما نمیرسد ؟

ما صدای گریه مان به آسمان رسید

از خدا چرا صدا نمیرسد ؟




یا علی


یا علی ؛

 کمک کن ؛ زندگیم و از تو میخوام

آقا جون بی تو هیچم ؛ عاشقم ؛ عشقم و میخوام

خاک پات ؛ سرمه چشمات ؛ آقا جون حرفام و گوش کن

تو رو حق اسم زهرا آتش دلم خاموش کن

دست به سینه پیش روتم ؛ دل و جون فدای نامت

آقا داغونم کمک کن قربونه عشق و مرامت .


با بال شکسته پرواز کردن هنر است ؛ این را همه پرندگان میدانند .


می توان از دست ودلی که نارفیق بود بگوییم

                          بگوییم که می توان مثل هیچ کس نبود و باشیم .


تو این روزا

مشکل بی ستاره ها    یه کم ستاره چیدنه . 




عشق آسون نبود از روز اول


چه رسمی داری ای زمونه

که هر روزت یه جا عاشق کشونه

زمونه ؛ آی زمونه

یکی با فرق خونی توی محراب

یکی غرق به خون لب تشنه ی آب

یکی پا هاش و رو مین جا گذاشته

یکی پاشیده خونش روی مهتاب

اما هنوز ما آدم ها خدا رو نمیشناسیم

فقط میگیم خدا ................

اصلا این خدا کیه ؟

چرا از روح خودش در وجود ما دمیده ؟

چرا امام  حسین به خاطرش جونش و فدا کرد ؟

جواب این سوال ها رو ندارم ؛

اما یه بار یه نفر از من پرسید چرا عاشقی  آسون نیست ؟

اون روز جوابی برای سوالش نداشتم ؛ اما الان جوابش و میدونم

همیشه عاشق از جونش گذشته ؛ که عشق آسون نبود از روز اول .




ماه یا ستاره ؟


ای ستاره ؛ ای رفیق شب های بی کسی

در این حریم شبانه ی ستم گرفته

در این شب خاک و خاکستر که غم گرفته

رفیق شب های روزگار من  ؛ ماه را صدا بزن دلم گرفته

دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون

از آسمون که دیگه نمی خواد بارون بباره

از زمین که دیگه دوستم نداره

از زمون که روزگارم و با خط سیاه غم نوشته

از عذاب زندگی خسته ؛ تنها و در هم شکسته

ای ماه ؛ غم سرگردونی ها مو با تو صادقانه گفتم

شعری که حرف دلم بود با تو عاشقانه گفتم

من سرگردونه ساده تو رو صادق می دونستم

این برام شکسته اما تو رو عاشق می دونستم

در تموم طول شب که ستاره عاشقم بود

تو رو عاشق می دونستم

از دست آسمون و زمین و زمون دیگر گله ای نیست

اگر هم گله ای هست دیگر حوصله ای نیست

میدونی ؛ غم ستاره های تنها ؛ آسمون و سوزونده

غم غربت آدم ها زمین و ویرون کرده

غم این همه سرنوشت سیاه زمون و از پا در آورده

آره ؛ گله ی من از تو و نگاه های پر گناهه

دیگه نمیدونم چی بگم 

فقط میگم ستاره همیشه عاشق میمونه

چون همیشه تنها ترین ها بهترین ها هستن .

 






شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


برنامه‌نویسی پالیز
وقتی که دل تنگ
شب مهتابی
دختری از جنس ماه
لحظه های هستی ام
بانوی ماه
دختر طوفانی
میعادگاه رویا
نارسیس ۲۰۰۶
محافظ عشق
عسلک تو
اقامت خیال
دل سوخته
کاشکی میشد
گالری عکس سارا
ترنم باران
دل من گمشده ایست در صحرا
دل سوخته ( رویا )
دلتنگی
دهکده رویا
دختر یه صبح پاییز
شب های تنهایی
منگل بانو
عاشقانه ها
آوا
فصل آشنایی
ماهی قرمز
حرف های دلتنگی
یاس
بارون
صدای سکوت
خانه کوچک ( آموزش گیتار ) آخرشه
حرف های یه دختر غمگین
دخترک پارسی
آذین
فرهنگ لغت پالیز ( بی نظیر ترینه * حداقل تو اینترنت * )
*P*R*O*U*D*
عاشق بد شانس