سلام قاصدک چرا تنها نشستی ؟ چرا چشم هات و بستی ؟
یادمه یه زمونی میگفتی تو دنیا
دل بودو دل دادگیش با تموم سادگیش
اما الان از اون نگاهت میفهمم ؛ که یه چیز دیگه میخوای بگی
قاصدک ؛ کاش نگویی که خبر یادت نیست
قاصدک از اون روز های خوب بگو از ماه تو قصه ها بگو
از دل عاشق ها بگو ؛ بگو که تنها نیستم ؛ بگو
باشه قاصدک هیچی نگو ؛ فقط یه پیغومی ببر
واسه کسی که همه هستیمه
به اون بگو من به خاطرش نمیمیرم ؛ بگو من به خاطرش با دنیا نمیجنگم
بگو به خاطرش من ماه و ازآسمون نمیگیرم ؛
اما ؛؛؛؛؛؛ دوسش دارم خیلی زیاد.
|