آهای تویی که داری این نوشته رو میخونی ؛ بدون دلم پره درده
غریبی ؛ بی کسی اندازه داره ؛ آخه دل منم خدایی داره
یه وبلاگ غریب همدم من ؛ یه دنیا بی قراری مونس من
ولی دلم میگه فرقی نداره ؛ مهم بودن رویای پاییزیمونه
شبی از پشت یک تنهاییه بارانی ؛ تو را دیدم و صدا کردم
تموم شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی پاک ؛ در کوچه های احساس
تورا از بین صد ها رویا جدا کردم
و تو در پاسخ تمنای دلم گفتی : دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من برای رسیدن به آرزوهایت ؛ تو را در دشتی از امید رها کردم
همین بود آخرین حرفت ؛ نمیدانم چرا رفتی ؛ شاید خطا کردم
و تو بی آن که به فکر غربت چشمان من باشی ؛ رفتی
رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید
رفتی و بی تو انگاری کسی گفت :
تو هم در پاسخ این بی وفایی ها ؛ بگو در انتخاب عشق خطا کردم
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
نمی دانم چرا ؟
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم .
یا علی
|