Wellcome to Apotheosc
Visit: 44955
وبلاگ3 درباره من3 تماس با من3


خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای


دریای نگاهت


 

میخوام امروز از پسر علی (ع) بنویسم ؛ همون علی ای که سالار تموم مردهاست

حسین (ع)همون مردی که ایستاد و از حرمت اسلام دفاع کرد ؛

نه فقط اسلام  ؛ از مردونگی ؛ از معرفت ؛ از من و تو ....

کسی که با خون خودش نوشت ؛ تا زمانی که عاشق ها هستن خدا مهربونه

گفتم خدا ؛                                                                       کدوم خدا ؟

اصلا یادمون هست ؟ یادمون هست کی به ما زندگی داد  ؟

خدایا ....... دلای ما خیلی کوچکه ؛ تنهامون نگذار

میبینی حسین تو رو چه قدر دوست داریم

میبینی تا آب میخوریم یاد حسین و ابوالفضل و تموم مردای تو رو زنده میکنیم

اگه  دستامون و گرفتی دیگه رهاش نکن  ؛ بادریای نگاهت به دوست های من هم نگاه کن

دلاشون یه دنیا صفا داره           ؛          ........................................................

به رسمه همیشه

 

یا علی                                                       

 




تو قشنگی  مثل اون پریه دریای خدا


 

 

تن گرمت ؛ آتش و به یادم میاره

رنگ چشمای تو بارون  و به یادم میاره

وقتی نیستی زندگی یه دنیا تنها بودنه

قهر تو تلخیه مرگ و به یادم میاره

تو بزرگی مثل اون حسه قشنگ بودنت

تو همون اسمی که هر لحظه تو افکار منه

تو مثل وسوسه دزدیدن دقایقی

تو مثل شوق رها کردن یک کبوتری

تو مثل افسانه ها پر از حادثه ای

تو مثل شادیه خواب کردن یک شاپرکی

تو قشنگی  مثل اون پریه دریای خدا

من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه .

 

 

 

 

یا علی




آخه دل منم خدایی داره


 

 

آهای تویی که داری این نوشته رو میخونی ؛ بدون دلم پره درده

غریبی ؛ بی کسی اندازه داره ؛ آخه دل منم خدایی داره

یه وبلاگ غریب همدم من ؛ یه دنیا بی قراری مونس من

ولی دلم میگه فرقی نداره ؛ مهم بودن رویای پاییزیمونه


شبی از پشت یک تنهاییه بارانی ؛ تو را دیدم و صدا کردم

تموم شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی پاک ؛ در کوچه های احساس

تورا از بین صد ها رویا جدا کردم

و تو در پاسخ تمنای دلم گفتی : دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من برای رسیدن به آرزوهایت ؛ تو را در دشتی از امید رها کردم

همین بود آخرین حرفت  ؛ نمیدانم چرا رفتی  ؛ شاید خطا کردم

و تو بی آن که به فکر غربت چشمان من باشی ؛ رفتی

رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید

رفتی و بی تو انگاری کسی گفت :

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها ؛ بگو در انتخاب عشق خطا کردم

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

نمی دانم چرا ؟

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم  .

 

 

 

 

 

یا علی




چشم های غریب تو


 

من راز نگاهت را از عشق پرسیدم

چشمان نجیبت را از دور پرستیدم

 

 

روی کاغذ نگاهت ؛ با خودنویس قلبم ؛ نمیدونم که چی شد

نوشتم دوست دارم

نوشتم ای کاش نگاهت مونس چشمان من باشد

دلم میخواد خط به خط از تو بگم

از تو  و اون نگاهت

بعد اون نگاه آخر ؛ آسمون چه معصومانه بارید ؛

نمیدونم ؛ شاید آسمون دل من خیلی وقته بی ستاره است

رفیق شب های سیاه روزگار من

گوش کن

میخوام بگم ؛ گله دارم

از تو و نگاه های بی گناهت

از تو و اون چشای غریبت  .

 

 

با تموم دلتنگیم نوشتم  ؛ رویای پاییزیه من

 

 

یا علی

 




رویای نا آرام


 

 

چه قدر ساده دلم تنگ شده

چه قدر بی جواب ماند نگاه های من

 

گوش کن ؛ نگاه کن ؛ با تموم تنهایی مینویسم

مینویسم برای تو ؛

مینویسم برای تو ؛ برای تو ای عاشقانه ترین رویای قلبم

مینویسم برای تو ؛ برای تو ای پاک ترین حقیقت قلبم

مینویسم برای تو ؛ برای تو ای زیبا ترین بانوی عالم

دلم واسه روزگار بودن تو تنگ شده ؛ روزگاری کوتاه ؛ اما جاودانه

من تنها مانده ام در این رویای نا آرام ؛

من بی قرارتر شدم بعد از آن نگاه آخر ؛

تمام عمر من ؛  هزاران شب یلدا ؛ تقدیم به تو ای زیبا ترین زیبا

تمام آرزو های پاک ؛ هزاران نور امید ؛ تقدیم به تو ای رویای پاییزیه من .

.................................................................

 

یا علی




راز پاییزی


 

تو مثل برگ های پاییز ؛ پر از عشقی و زیبایی

تو دریایی ترینی ؛ آرام و بی پایان

تو دنیای منی ؛ بی انتها و بی پروا

تو مثل مرز احساسی ؛ قشنگ و دور و نامعلوم

و من تنها رنگ تنهایی و بی قراری

بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من

ببین با تو چه رویایی است رنگ عشق چشمانم

تو راز پاییزی .

دوستت دارم رویای پاییزیه من .

چه قدر ساده نوشتم ؛ دوستت دارم .

 


دلم میخواست تا نهایت بودن

تپش های قلب تو را حس کنم

دلم میخواست بودنت را با غربت چشمانت یاری کنم

دلم میخواست باز هم در نهایت فاصله روزهای تکراری را پر پر کنم

ای کاش بودی و غربت نگاهم  را میدیدی

غربت آن روز آخر ؛ غربت آن حس اول

حس پاک با تو بودن ؛ تنها دلیلی بود برای قلب تنهایم

تو راز پاییزیه قلب منی .

 

یا علی

 




سلام میتونه بی ریا ترین کلمه در آغاز یک دوستی باشه


 

سلام

میدونید؛ سلام میتونه بی ریا ترین کلمه در آغاز یک دوستی باشه
 
نمیدونم چی بنویسم؛ دوست دارم همیشه با شما باشم

اون روزی که رفتم دلم داشت فریاد میزد؛ میگفت بمون
 
بمون و بنویس ؛ حالا اومدم بگم مینویسم

واسه اونایی که هنوز روی کتیبه قلبشون نوشته ؛عاشقم من
 
یه دنیا ساده گی ؛ یه دنیا احساس پاک؛ یه دنیا عشق
 
تقدیم  به یک نگاه ساده
 
همون نگاه بی ریا ؛ نگاهی که کرد من و با عشق آشنا

من همون غریبه ام ؛ غریبه ای آشنا که شده با یک رویای پاییزی آشنا

همون رویایی که اومد ؛ توی تنهایی هام با من بازی کرد و به ساده گی یه خاطره شد
 
پاییز فصل تولدش بود ؛ فصل رفتنش ؛ فصل دلتنگی من
 
به انتظارش امروز غرورم و میشکنم

یه دنیا دوستون دارم ؛ باور کنید دلم واستون یه ذره شده بود

چون دوستم قبول نکرد توی این وبلاگ بنویسه ؛ خودم برگشتم

البته خودم هم خیلی دوست داشتم برگردم (چشمک)

همیشه تو این دنیا خاطره است که میمونه ؛  و شما بهترین خاطره های عمر من هستید

یا علی

 


   






شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


برنامه‌نویسی پالیز
وقتی که دل تنگ
شب مهتابی
دختری از جنس ماه
لحظه های هستی ام
بانوی ماه
دختر طوفانی
میعادگاه رویا
نارسیس ۲۰۰۶
محافظ عشق
عسلک تو
اقامت خیال
دل سوخته
کاشکی میشد
گالری عکس سارا
ترنم باران
دل من گمشده ایست در صحرا
دل سوخته ( رویا )
دلتنگی
دهکده رویا
دختر یه صبح پاییز
شب های تنهایی
منگل بانو
عاشقانه ها
آوا
فصل آشنایی
ماهی قرمز
حرف های دلتنگی
یاس
بارون
صدای سکوت
خانه کوچک ( آموزش گیتار ) آخرشه
حرف های یه دختر غمگین
دخترک پارسی
آذین
فرهنگ لغت پالیز ( بی نظیر ترینه * حداقل تو اینترنت * )
*P*R*O*U*D*
عاشق بد شانس