آره دوباره اومدم که فقط بنویسم؛
می نویسم تا روزی که این دلم توان گفتن داشته باشه؛
می نویسم تا روزی که خاطره ها پاک باقی بمونن.
می نویسم از نگاه ؛ از فاصله از خدا و دنیا از عشق و مینا.
شاید مدتی نبودم ؛ شاید خیلی ها گفتن بی معرفت رفت ؛شاید؛شاید و شاید؛
اما سلام ؛ سلامی به پاکیه نگاه عشق؛ عشق نه هوس .
عشقی که تا تجربه نکنی نمیدونی چیه ؛ عشقی که فقط یه کلمه نیست.
عشق صدای فاصله ها نیست؛ عشق فریادی است بی صدا اما فراگیر؛
در اوج نا امیدی پناه آخر.
عشق یعنی رفتن برای رسیدن برای از خود گذشتن؛
عشق یعنی تمنا ؛ احتیاج؛ نیاز؛
عشق یعنی بودن و موندن و از خود گذشتن ؛
عشق یعنی نگاه منتظر؛ لبخند های بی طمع؛ سخن های بی ریا؛
عشق یعنی اتحاد و پیمان قلب ها؛
عشق یعنی تو و فقط تو ؛ تو یعنی معنای حقیقیه نیاز.
و باز هم خدا در گوشه ای خیره بر جهان ما؛ جهانی که نمیخوام روزگارش مارو هم به بازی بگیره.
جهانی زیبا که عشق افسانه شده برای مردمش.
دوستت دارم...
ما سر خوشان مست؛ دل از دست داده ایم
ممنونم از صدای سکوت که هنوزم گذشته های خوب یادشه؛ ممنونم دوست خوبم
یا علی
|