مهربونم رفت

 

لحظه آشناییمون یادت هست؟ یادته نگاهه ساکتم؟

مگه نگفتی باهام می مونی تا آخرش ؟ مگه نگفتی مهربونم؟

مگه نگفتی پا به پام میای تا خود روز قیامت ؟ مگه نگفتی مهربونم؟

مگه نگفتی دستای گرمم و میخوای ؟ مگه نگفتی رویام و نمیخوای؟

مگه نگفتی چشمام و میخوای ؟ آخه مگه نگفتی مهربونم؟

آره؛ یادته و گفتی . نموندی...

خیلی سخته پیشم باشی؟ آرزوی محاله بودنت؟

رویات که محال نیست؛

دوست داشتنت که فراموش کردنی نیست؛خاطره هات که رفتنی نیست؛

نبودنت که عادت کردنی نیست.

خدایا؛آره با خودتم؛تو که اون بالا نشستی ؛

گله من همه دنیایه من بود.

چه قدر سخته نبودنت؛چه قدر سخت میگذره روزای بعد پر کشیدنت؛

آدما همه هستیم رفت؛

تو حسرت نبودنت من با خیالتم خوشم .

 

تقدیم به ایلار که شکست و دم نزد.

نمی دونم ایلار تونستم عشق پاکتون و نشون بدم یا نه؟

نمی دونم تونستم بگم چه قدر دوسش داشتی یا نه؟

نمی دونم میشه عشق و وصف کرد یا نه ؟

اما نموم تلاشم و کردم که کوتاه باشه و دلنشین.

ایلار عزیز هرگز فراموشش نکن اما به آینده ات هم بد نکن؛

هیچ وقت فراموشش نکن اما از این به بعد تموم عشقت و به کسی بده که حاظره با تو باشه تا همیشه.

همیشه منتظرت خواهم بود .

 

به رسمه گذشته

یا علی